عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

144

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

لاجرم ايشان را اجر و مزد دوباره دادند ، و ابوطالب ايمان داشت به پنهان ، و به ظاهر چنان مينمود كه كافر است و به باطن مؤمن بود ؛ و چون خداي تعالي قبض روح ابوطالب كرد ، وحي كرد به پيغمبر خود مصطفي صلّى الله عليه وآله كه ، از مكه بيرون رو كه تو را در مكه هيچ يار و ياوري نيست . و هم در اين كتاب است روايت از سليمان جعفر جعفري كه وي گفت : در پيش امام عليّ بن موسي الرّضا عليه السلام رفتم . امام فرمود كه : اي سليمان ! چه ميگويي [ 71 ] در حقّ پدر و مادر پيغمبر صلّى الله عليه وآله و در حقّ ابوطالب ؟ سليمان ميگويد كه من‌گفتم : جانم فداي تو باد ! من نميدانم كه چه گويم در حقّ ايشان . امام فرمود : سبحان اللّه ! نه پيغمبر فرموده است كه چون روز قيامت باشد من به زانو درآيم بر درگاه خدا و شفاعت ميكنم از براي پدر و مادر خود و از براي ابوطالب و از براي هر كس كه ميان من و ميان او محبّت بوده باشد در جاهليّت ؟ پس گفت : اي سليمان ! تو هيچ ميبيني كه خداي تعالي شفاعت رسول صلّى الله عليه و آله را رد مىكند ؟ سليمان ميگويد كه ، گفتم : جانم فداي تو باد ! واللّه كه نميدانم . امام فرمود : واللّه كه خداي تعالي شفاعت پيغمبر را در حقّ ايشان رد نميكند . امام ابوالفتوح مفسّر روايت مىكند : عن علىّ عليه السلام أنّه قال لسائل سأله عن أبيطالب و كفره و اسلامه قال : والله ما عَبَدَ والدي و لا جدّي عبدالمطلب و لاهاشم و لا عبد مناف صَنماً قطّ ؛ قيل : فما كانوا يَعبُدون ؟ قال كانوا يُصلّون اليالبيت علي دين ابراهيم و كذلك ورد في المجتبي . يعني ، اميرالمؤمنين عليگفت در جواب سايلي كه از او پرسيده بود از شأن ابوطالب و كفر او و اسلام او . علي گفت : واللّه كه نپرستيدند پدر من و نه جدّ من عبدالمطلب و نه هاشم و نه عبد مناف بت را هرگز . گفتند : چه ميپرستيدند ؟ علي عليه السلام فرمود : نماز ميگزاردند ، روي به خانه كعبه ميكردند ، و در دين ابراهيم بودند ؛ و همچنين اين خبر در كتاب مجتبي آمده است .